عبد الجليل قزوينى رازى
49
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
امامت و خلافت به نسبت نيست و استحقاق امامت بدان شرايط است كه بيان كرده شد و آن عصمت و نصوصيّت و علم است كه بافقد يكى ازين سهگانه « 1 » امامت نباشد « 2 » و اگر چه فرزند پيغمبر و امام باشد امّا اين خواجه كه اين تصنيف كرده است نه دعوى مىكند در اوّل كتاب كه بيست و پنج سال رافضى بوده است انتقالى شده است على زعمه ، قولش در دعوى اوّل مقبول و مسموع باشد و در دعوى رجوع حجّت و بيّنت بايد ، آخر درين مدّت دراز و عهد طويل بايستى و شايستى كه اين مايه بدانسته بودى كه شيعه نبوّت و امامت به نسبت نگويند ، و بميراث اثبات نكنند تا عبّاس را يا فرزندان و دختران و دامادان و بنى عمّان را باشد بلكه از شرايط امامت عصمت و نصّيّت و كثرت علم گويند و هركه را اين سه منزلت باشد امام مفترض الطّاعه او باشد اگر خويش باشد و اگر نباشد ، و يك شاهد كه بدان اين شبهت ساقط شود و اين مشنّع لال گردد آنست كه اگر شيعه امامت به نسبت گفتندى حسن على عليه السّلام فرزند مهترست على را و فاطمه را ؛ و شيعه در اولاد حسن على از اوّل تا به آخر در هيچكس دعوى امامت نكردهاند « 3 » ، و از فرزندان زين العابدين الّا در باقر دعوى نكنند و زيد على عليه السّلام كه پسر زين العابدين است « 4 » و خروج كرده است بامامتش قبول نكنند براى فقد عصمت و نصّيّت و كثرت علم ؛ تا بدانى كه شيعه امامت به نسبت نگويند الّا بعلم و عصمت و نصّيّت نگويند « 5 » كذلك در هريك از ائمّهء دين برين وجه كه بيان كرده شد تا اين سؤالات همه ساقط باشد و اين تشبيهات كه آورده است همه باطل . امّا آنچه گفته است كه : « على بهترست از ابو العاص » منّت نهاده است بر سر على ، و كرم و تفضّل كرده است كه شخصى را كه سيّد انبيا سيّد اوصيا خواند و
--> ( 1 ) - ع : « سگانه » . ( 2 ) - عبارت نسخ م ث ب : « كه با فقد يكى از اين ( ث : يكى اين ) بيگانهء امامت باشد » . ( 3 ) - ب م : « نكرده است » ( 4 ) - شايد اصل چنين بوده : « و زيد على كه پسر زين العابدين است عليه السلام » . ( 5 ) - ع ث ب م : « براى فقد عصمت و نصيت نگويند » .